نقش مهندسان در پيشبرد علم تصميم­

تأليف: پروفسور مهدي فرشاد

(سال يکم – شماره يکم – ارديبهشت ماه 1386)

صنعتگران در تمام مراحل پيشرفت ماشين­سازی و فلزکاری به ابداع و اختراع وسايل و طرحهای جديد می­کوشيدند و تا آنجا که امکان کاربرد علم بود از آن سود می­جستند و دانشمندان نيز برای شناخت اصول زيربنای اين حرفه­ها ناچار از آموختن آنها بودند. اين روند را می­توانيم از مطالعه سرگذشتنامه­های مهندسان باز شناسيم.

 

فلسفه اطلاعات چيست؟

تهيه و تنظيم:

(سال يکم – شماره يکم – ارديبهشت ماه 1386)

امروزه فعاليت فلسفی کامپيوترگرا يا مبتنی بر نظريه اطلاعات، به حوزه­ای پر بار و رو به رشد در عرصه پژوهشهای فلسفی بدل شده است. اين حوزه پژوهشی به احيای پرسشهای ديرين فلسفی می­پردازد، مسائلی جديد، همانند امکان شبيه­سازی ذهن و آگاهی به واسطه هوش مصنوعی، ...

 

فلسفه هوش مصنوعي

تهيه و تنظيم: دانشنامه Wikipedia

(سال يکم – شماره دوم – تير ماه 1386)

ميان هوش مصنوعي به عنوان يك هدف، هوش مصنوعي به عنوان يك رشته تحصيلي دانشگاهي و يا هوش مصنوعي به عنوان مجموعه فنون و راهكارهايي كه از سوي مراكز علمي مختلف و صنايع گوناگون تنظيم و توسعه يافته است بايد تفاوت قائل بود ...

 

فلسفه ذهن

اقتباس از: دکتر محمدرضا طهماسبي

(سال يکم – شماره سوم – شهريور ماه 1386)

در اين مقاله دو رويکرد اساسي هوش مصنوعي يعني فرضيه دستگاه نشانه­ها يا به قولي «نشانه گرايي» و نظريه پيوندگرايي معرفي شده­اند. رويکرد نخست مي­کوشد ذهن انسان را  به يک رايانه تحويل بدهد؛ رايانه­اي که ورودي­ها را با «بازنمود» مي­گيرد و در يک فرايند «محاسبه»، آنها را به خروجي تبديل مي­کند. اين همان کارکردگرايي محاسبه­اي- بازنمودي در فلسفه ذهن است. اين رويکرد يک نظريه متافيزيکي در باب ذهن نيست، بلکه صرفاً يک روش تبيين و تحليل است؛ همان روش تحليل کارکردي رابرت کامينز که آن را در فلسفه ذهن در مورد محمولات روانشناختي تطبيق داده­اند. اما رويکرد دوم: پيوندگرايي (يا شبکه گرايي) برعکس است يعني رايانه را به ذهن تشبيه مي­کند ...

 

تاريخ هوش مصنوعي

تهيه و تنظيم: مهندس عليرضا قمی

(سال يکم – شماره چهارم – آبان ماه 1386)

در 1943، مک­کلاچ (روانشناس، فيلسوف و شاعر) و پيتز (رياضيدان) طي مقاله‌اي، ايده‌هاي آن روزگار درباره محاسبات، منطق و روانشناسي عصبي را تركيب كردند. ايده اصلي آن مقاله چگونگي انجام اعمال منطقي به وسيله اجزاي ساده شبكه عصبي بود. اجزاي بسيار ساده (نورون‌ها) اين شبكه فقط از اين طريق سيگنال­هاي تحريك و توقيف با هم در تماس بودند. اين همان چيزي بود كه بعدها دانشمندان رايانه آن را مدارهاي And و OR ناميدند و طراحي اولين رايانه در 1947 به دست فون نيومان عميقاً از آن الهام مي‌گرفت. امروز پس از گذشته نيم‌قرن از كار مک­کلاچ و پيتز شايد بتوان گفت كه اين كار الهام بخش گرايشي كاملاً پويا و نوين در هوش مصنوعي است ...

 

فلسفه فناوري و مهندسي در ايران

تأليف: پروفسور مهدي فرشاد

(سال يکم – شماره پنجم – دي ماه 1386)

از ديدگاه شرقي، تعيين و تعريف محدوده فنون و مهندسي و وجوه تمايز آنها از يکديگر و از ساير شعبه­هاي تمدن کار آساني نيست. مهندسي و فن در ايران­زمين همواره با علم و هنر و فلسفه و مذهب، روابط ناگسستني داشته است. شايد اين خود يکي از دلايلي بوده که به موجب آن تاکنون سعي در تفکيک فناوري از ساير شئون تاريخ تمدن ايران به عمل نيامده است.

مراد از اين نوشتار آن نيست که ثابت شود تمدن ايران سهمي کلي را در تمدن بشري داشته است. واقعيت آن است که فرهنگ انساني به مانند يک پيکر است که هر يک از اجزاي آن يعني هر تفکر و فرهنگ و آيين در چشم­انداز زماني و مکاني، نقشي در تکوين و تطور آن داشته است ...

 

تاريخ فناوري و مهندسي در ايران

تأليف: پروفسور مهدي فرشاد

(سال دوم – شماره يکم – ارديبهشت ماه 1387)

تاريخ تابناک ايران در علوم و فنون به طور پيوسته سرشار از نوآوري­ها، تازهجويي­ها و سازندگي­ها بوده است. اين ويژگي­ها در کالبد آثار پر ارزش معماري و ساختماني، ابزارها، ابداعات در مصالح و پندارهاي نو در علوم، درخشش هميشگي يافته است. رخنه ژرف تمدن ايراني در هر دوره از تاريخ فني آن در تمدن­ها و فرهنگ­هاي ديگر نشان­دهنده اصالت و ارزش عالي اين جلوه­هاست.

رياضيات در مهندسي به طور مشخص در ايران دوره هخامنشي به صورت ابداع واحدهاي اندازه­گيري طول، حجم و فاصله به کار رفت. وضع واحدهاي اندازه­گيري در آن زمان موجب گشت تا اندازه­ها و مقياس­هاي اندازه­گيري در مناطق وسيعي از دنياي آن زمان يکنواخت شود. اقدامات ديگر مهندسي آن دوران مانند ساختن کاخ­هاي هخامنشي، راه شاهي، نقشه برداري و احداث کانال سوئز و سفرهاي طراحي­شده دريايي همگي نمايانگر استفاده مستقيم ايرانيان از قواعد رياضي در مهندسي به شمار مي­روند.

 

تکامل فناوري و مهندسي در ايران

تأليف: پروفسور مهدي فرشاد

(سال دوم – شماره دوم – تير ماه 1387)  

هنگامی که سخن از دانش عملی و يا دانش مهندسی به ميان می آيد احتمالاً اين پرسش مطرح می شود که تفاوت علم به مفهوم شناخت عمومی پديده ها و موجودات با دانش عملی و مهندسی چيست؟ پاسخ اين پرسش بی گمان در تعريف دو مفهوم نامبرده نهفته است. شناختی که انسان از آن بهره برداری عملی کند و آن را در سازندگی خويش به کار برد «دانش عملی» است. اين تعريف ضمناً جدايی اساسی ميان مهندسی و فن را مطرح و آن را روشن می سازد. از ديدگاه سير تاريخی بسياری از فنون بدون آن که از شناختی اساسی بهره گيرند پيدايی و گسترش يافتند. بسياری ديگر از شاخه های فنی نيز مستقيماً با تکيه بر دانش مطلق به وجود آمدند و روند تاريخی خويش را طی کردند.