عوامل توسعه منابع انسانی در نت

تأليف: دکتر حجت احمدي، مهندس سعيد حسيني

(سال دوم – شماره پنجم – دی ماه 1387)

مهمترين مسئله­اي که مديران با آن دست به گريبانند سازماندهي نقش انسانها در صنايع است. اگر انسانها نتوانند با صنعت هماهنگ شوند بيشترين ضرر متوجه کارخانجات آنها مي­شود. حال با توجه به اين که يکي از قسمتهاي مهم اين صنايع واحد تعميرات و نگهداري است و واحد نت در هر کارخانه به موازات خط توليد است، توسعه منابع انساني در اين واحد پررنگ مي­شود؛ از اين رو  با بررسي عوامل توسعه منابع انساني در مديريت و به ويژه مديريت تعميرات و نگهداري به عواملي از قبيل شايسته سالاري، برنامه ريزي، بهره­وري، رضايت شغلي، نظام ارزيابي عملکرد مناسب، ارتقای سطح علمي و عملي کارکنان و ... مي­رسيم که بيشترين نقش را در توسعه منابع انساني در نت بازی مي­کنند. براي بررسي منابع انساني در نت بايد از مرز محدوديتها گذشت و تمامي عواملي را که مي­تواند در پيشرفت يا پسرفت طرح نقش داشته باشند بررسي کرد. مديريت بايد از داخل اجتماع کارکنان تحقيقات خود را شروع کند چون شرط اصلي پيشرفت کار، توانايي افراد براي پيشرفت است و اگر فرد نتواند با برنامه­ريزي­هايي که برايش مي­شود به سازگاري برسد، چه بسا دچار پسرفت شود و نتواند حتي به اندازه قبل مفيد باشد.

 

يکصد قانون براي مديران پروژه

ترجمه: مهندس مصطفی خرادپور

(سال يکم – شماره چهارم – آبان ماه 1386)

در چند سال اخير در ايران مديران صنايع به مبحث مديريت پروژه­ها علاقه بيشتري نشان داده­اند که حتي به تازگي در دنيا از اين مديريت علاوه بر رشته­هاي عمراني و صنعتي در رشته­هاي گوناگون ديگر مثل هوافضا، پزشکي و .... استفاده فراواني شده است. به عنوان مثال، در رشته پزشکي (که در اينجا مي­توان بهبود بيمار را يک پروژه در نظر گرفت) در کاهش زمان طول درمان، کاهش هزينه­ها، آرامش بيمار و پرسنل و ... بسياري ديگر را به نحوي مناسب و با مديريتي صحيح بهترين روش­ها را براي بهبود بيمار به کار برد. اين قوانين که در حال حاضر پيش روي شماست منتشر شده از سوي سازمان ناساست که براي مديريت پروژه­هاي خود با دقت بالا بر اجراي دقيق آنها مي­کوشد .اين قوانين ...

 

راهبردهاي نگهداشت منابع انساني در سازمان‌ها

تأليف: دكتر مهدي ميرحسيني زواره

(سال دوم – شماره سوم – شهريور ماه 1387)  

بسياري از صاحب‌نظران به اهميت سرمايه انساني و فكري اعتقاد دارند و بر تأمين و توسعه آن به عنوان مهمترين مزيت سازماني اصرار مي‌ورزند، هر چند فقدان تعريف دقيق از مفهوم سرمايه انساني و فكري و ندادن جنبه كمّي به آن، موضوع را به صورت مفهومي پايا، هميشگي و با اهميت اما مبهم درآورده است. درباره‌ اين مفهوم پژوهش‌هايي انجام شده است. از جمله دانشمندي به نام «ديو اولريش» استاد دانشكده بازرگاني ميشيگان در تعريفي ساده و در عين حال سنجش‌پذير سرمايه فكري و انساني را حاصل ضرب شايستگي و تعهد كاركنان در سازمان مي‌داند. وي براي افزايش شايستگي در هر سازمان بر به كارگيري بيش از يك ساز و كار تأكيد مي‌كند و در ميان ابزارها و راهكارهاي افزايش شايستگي در هر سازمان، حفظ و نگهداشت قابل‌ترين و ماهرترين كاركنان سازمان را يكي از باصرفه‌ترين تدابير در مقابله با منابع كمياب و نيز مطمئن‌ترين راه‌ برگشت سرمايه‌هاي مصرف شده در پرورش استعداد كاركنان كه به سال‌ها زمان نيازمند است، مي‌داند.

 

تأثير نظام تعيين صلاحيت و رتبه­بندي بر برنامه­ريزي توسعه، ارتقا و  ايجاد عوامل اجرايي بخش ICT کشور

اقبال شاکري، فرزاد جلايي

(سال دوم – شماره ششم – اسفند ماه 1387)

يكي از موضوعات مهمي كه امروزه در كشورهاي موفق در حوزه پيمانكاري در دستور كار قرار دارد، اجراي سياستهاي حمايتي برای ارتقا و توسعه عوامل تهيه و اجراي طرحها و پروژه­هاي عمراني شامل بنگاههاي كوچك و متوسط، شركتهاي مهندسي و طراحي، پيمانكاري، سازندگان و تأمين­كنندگان قطعات و تجهيزات و ... است. اين امر به خصوص در حوزه ICT کشور با توجه به توسعه و گسترش همه جانبه آن و نيز فقدان نظام منسجمي برای ارزيابي و اولويت­بندي عوامل اجرايي از اهميت بيشتري برخوردار است.  بر اين اساس يكي از مراحل كليدي و مهمي كه در فراگرد رتبه بندي و تعيين صلاحيت عوامل تهيه و اجرا در طرحهاي مخابراتي پيش بيني شده است، بحث برنامه ريزي توسعه، ارتقا و در صورت لزوم ايجاد عوامل اجرايي در بخش مخابرات است.

در اين مقاله يک نظام رتبه بندي و تعيين صلاحيت عوامل اجرايي ارائه مي­گردد که مي­تواند به عنوان يک سامانه حمايتي تصميم گيري (DSS ) به منظور برنامه­ريزي توسعه و بهبود قابليتها و توانمندي­هاي عوامل اجرايي موجود و يا ارتقا آنها و يا در صورت لزوم ايجاد عوامل اجرايي جديد مورد استفاده مديران قرار گيرد. با اين فرايند، عوامل اجرايي متقاضي بعد از اجراي طرح توسعه و ارتقا مي­توانند نسبت به رتبه بندي مجدد و ارتقای سطح امتياز و رتبه خود به سطوح بالاتر اقدام نمايند و خود را براي اجراي پروژه­ها و طرحهاي مهم آماده نمايند.

 

ارتباط تلفيقي در فرايند توليد بسترسازي براي يک پيوند پويا بين سازمانهاي دولتي و بخش خصوصي

سيدمنصور احمدي فروشاني، سامرا دولتي

(سال دوم – شماره ششم – اسفند ماه 1387)

امروزه معيار بهره­وري در فرايند توليد  تنها  استفاده از پارامترهاي فناوري برتر و سرمايه­گذاري نيست. هر چند نقش فناوري اطلاعات در کشورهاي در حال توسعه مبناي مهمي براي دستيابي به پيشرفتهاي اقتصادي و اجتماعي تلقي مي­گردد.

بنابراين افزايش ضريب دسترسي به سرمايه­گذاري و زمينه به کارگيري فناوري مناسب، ديگر جزو موانع توسعه در فرايند توليد قرار نمي­گيرند. آنچه تصميم گيرندگان اصلي را وادار مي­کند تا در يک سامانه پويا و پايدار اقدام به بکارگيري فناوري مناسب و سازگار با ساختارهاي موجود نمايند. پيچيدگي پيوندهاي کاري بين سازمانها و شرکتهايي است که هرکدام داراي تخصص، تعهدات حقوقي و نظام نامه متفاوتند.

تخصصي شدن گرايشهاي مختلف از يک سو  و به کارگيري معيارهاي تدوين شده جهاني از سويي ديگر، ساختار سازمانها و شرکتهاي دولتي را که به هدف کوچک­سازي، روزگار سپري مي­کنند بيش از پيش براي انجام وظايف تعهد شده تحت فشار قرار داده است. در اين ميان بسياري از پيمانکاران و شرکتهاي خصوصي که در تئوري تمام يا قسمتهايي از اين تعهد را مي­بايد  بر دوش داشته باشند نيز ناتوان در پاسخ به نيازهاي کارفرمايان هستند. در اين راستا پيوندهاي بين کارفرما و پيمانکار به صورت رسمي و يا غير رسمي در سه نوع پيوند همکاري، هماهنگي و تلفيق در فرايند توليد توصيف مي­گردد. پيامد يک کنکاش در مفاهيم تئوري و بررسي ناکامي­ها در پياده­سازي يک سامانه پويا، ژرفاي موانع حقيقي در اين پيوندها را آشکار نموده است. اين تحقيق با ارائه يک مدل براي اين ارتباط، پارامترهاي مؤثر در پويايي و پايداري اين پيوندها را نشان مي­دهد.

 

برنامه ريزي و مديريت راهبردي در سازمان

سيدعبدالرسول سيدعبودي

(سال دوم – شماره ششم – اسفند ماه 1387)

علم مديريت در غرب پس از انقلاب صنعتي تجليات معنوي خود را نمايان ساخت و در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم گسترش و تكامل پيدا نمود. انقلاب صنعتي سبب ايجاد دگرگوني و تغييراتي در نظام كهنه و قديمي گرديد و با خود فراورده­هاي صنعتي و فناوری جديد را برای تسهيل در رفاه و آسايش جامعه بشري عرضه نمود. ناگفته نماند كه در عين حال انقلاب صنعتي زندگي فردي انسانها را تا حدود زيادي با مشكلات و معضلات جديد دست به گريبان ساخت.

از نتايج ديگر انقلاب صنعتي، مي­توان توسعه مداوم و گسترش روز افزون كارخانجات عظيم صنعتي و افزايش بي حد و حساب تعداد كارگران ماهر و متخصص برای نيل به هدف نهايي كه همان افزايش توليدات صنعتي با صرف کمترين مخارج است، نام برد. تا پايان قرن نوزدهم ميلادي دانش مديريت مانند ساير علوم در قلمرو فلسفه قرار داشت و به طور غير مستقيم فلاسفه بزرگ چون ارسطو و افلاطون فلسفه و برهانهايي را براي حسن سلوك و رفتار انسانها و همچنين اداره امور مربوط به آنها عرضه نمودند. در اوايل قرن بيستم علم مديريت مانند علوم پزشكي، مهندسي، اقتصاد و غيره در شمار يكي از علوم مستقل در آمد و در دانشگاههاي معتبر دنيا دانش پژوهاني را در شناخت اصول و مفاهيم ناشناخته خود تشويق و ترغيب نمود تا نظرها و تئوري­هاي خاصي را كه بر پايه تعميم قوانين علمي در اداره امور سازمانهاي بشري بود، به جهان مديريت عرضه نمايند.

اقتصاددانان، نخستين كساني بودند كه كم رشدي اقتصادي را مطالعه نمودند و با آن آشنايی يافتند و سپس به خاطر اين که بتوانند حداكثر كارايی و پويايي سازماني را دريافت دارند، دانش­پژوهان و كاوشگران مديريت را بر آن داشتند كه در رشد پروژه­هاي پژوهشي پيرامون مسائل كارگري و بازده كار سازماني دست به فعاليتهايی بزنند و با مطالعه و بررسي­هاي علمي و عملي خود حقايق ناشناخته­اي را به طور جدي و اصولي مورد تجزيه و تحليل قرار دهند.

 

ادغام سامانه­هاي مديريتي: اساس وحدت و تعالي سازماني

جعفر عشريه، مريم فروزان

(سال دوم – شماره ششم – اسفند ماه 1387)

همان گونه كه استقرار سامانه­هاي مديريت ايمني، بهداشتي، محيط زيستي و مديريت كيفيت برای بهبود عملكرد يك سازمان امري اجتناب ناپذير است، به كارگيري روشهاي علمي در دستيابي به اهداف آنها نيز امري لازم و حياتي است و عدم به كارگيري و تقويت روشهاي علمي وحدت سازماني، حاصلي جز عدم تعالي سازماني در پي نخواهد داشت. در اغلب كشورهاي صنعتي، سامانه يكپارچه مديريت كيفيت، بهداشت، ايمني ومحيط زيست يكي از پركاربردترين سامانه­هاي مديريتي براي رفع مشكلات محيط كار محسوب مي­شود، اما به كارگيري اين سامانه مديريتي نيازمند برنامه­ريزي است و علاوه بر اين، در صورتي كه در سازمان مورد پذيرش همگاني قرار نگيرد، كارايي لازم را ندارد. اين بدان معني است كه حتي بهترين استانداردهاي جهاني، بدون وحدت سازماني ارزش وكارايي مطلوب ندارد يعني پياده سازي آن شرط لازم است ولي براي تعالي سازماني كافي نيست. بايد پذيرفت كه در برنامه راهبردي، به تلاش مستمر و علاقه كافي افراد نياز است. بايد يك خط مشي مناسب، خوش بينانه و با انتظارات زياد ارائه گردد. استانداردهاي مناسب و آيين­نامه­هاي كار تدوين شوند و همچون ديگر اهداف سازمان، به يكپارچگي در سازمان نيز اهميت مشابهي داده شود. ارتباط سالم و باز در سرتاسر سازمان برقرار گردد و اهداف واقع بينانه در نظر گرفته شوند. عملكردها بايد بر اساس اهداف مورد نظر سنجيده شوند، مشكلات بين پرسنل بررسي شوند، رفتارهاي مختلف افراد بر اساس استانداردهاي قابل قبول ارزيابي شوند، رفتار و اخلاق نيک به عنوان يك شرط براي استخدام افراد در نظر گرفته شود، نواقص شناسايي شده سريعاً بر طرف شوند و به مديريت، اطلاعات جديد و كافي داده شود تا عملكرد افراد مورد ارزيابي دقيق قرار گيرد و رفتارهاي نامناسب اصلاح شوند. در بيشتر شركتهاي صنايع، اگرچه دوره­هاي آموزشي و ارزيابي براي شروع به كار پرسنل وجود دارد ولي جاي فرايندهاي ارزيابي و رتبه­بندي مستمر آنها همچنان خالي است كه قابل تكميل و اصلاح است.

 

 

مديريت انرژي

عبدالحميد عبائيان، محمود حاج­محمدي

(سال دوم – شماره پنجم – دی ماه 1387)

كشور ما داراي منابع عظيم گاز طبيعي است. در صورت استفاده مستقيم از اين منبع انرژي خدادادي، معضلي مشابه مصرف بنزين به وجود خواهد آمد. بهتر است كه با معرفي سبد انرژي در جهت تبديل گاز طبيعي به محصولات با ارزش افزوده، گام برداريم. يكي از مواد با ارزشي كه مي­تواند در سبد انرژي كشور قرار گيرد متانول است. اين ماده شيميايي با ارزش، به خوبي مي­تواند با درصد تركيبي مناسب با بنزين مصرفي اتومبيلها، معضل يارانه­اي آن را كمتر نمايد. از طرفي قابليت تبديل متانول به پروپيلن و به دنبال آن پلي­پروپيلن، خود مي­تواند دروازه­هاي­هاي بازار پر سود مواد شيميايي را به روي ما باز نمايد. از طرفي ديگر با كنترل و هدايت توليد و مصرف آن، نوسانات قيمت مواد انرژي­زا در بازار جهاني نمي­تواند ...

واژه­هاي کليدي

متانول، گاز طبيعي فشرده شده، دي متيل اتر، پايلوت صنعتي، سبد انرژي

 

مدل چرخه عمر سازمانها و کاربرد آن در مديريت راهبردي HSE

شمس­الدين عليزاده، رضا ميرزايي، مهدي يوسفي

(سال سوم – شماره دوم – تير ماه 1388)  

يكي از مدلهاي كاربردي درباره تحليل موقعيت سازمانها، روش تعيين دوره عمر سازمان است. بر طبق اين مدل هر محصول، صنعت يا كسب و كاري داراي يك دوره عمر است. بدين معني كه در مقطعي از زمان متولد و معرفي مي شود، رشد مي­كند، به مرحله بلوغ مي­رسد و سپس مرحله اشباع و در پايان، پيري و زوال آن فرا مي­رسد. لذا پس از اين كه جايگاه هر سازمان مورد شناسايي قرار گرفت، بايد به گونه­اي برنامه­ريزي نمود كه همواره سازمانها در مرحله رشد و بلوغ خود باقي بمانند؛ چرا كه پس از آن در صورت هدايت و برنامه­ريزي ناصحيح دوران پيري سازمان پديدار شده، نابودي سازمان را منجر خواهد شد.

با توجه به مفهوم كلي فوق، مي­توان گفت تئوري چرخه عمر در سامانه مديريت HSE نيز كاربرد دارد و لذا از طريق تعيين جايگاه هر يك از عوامل فوق در طول منحني مي­توان تصويري واضح و دقيق نسبت به اقدامات و تمهيداتي كه بايد در آينده در خصوص استقرار، اجرا و نگهداري اين سامانه صورت گيرد، به دست آورد. در اين مطالعه، چرخه عمر سازمانها و کاربرد آن در سامانه مديريت HSE شرح داده شده و مختصري پيرامون هر يك از مراحل عمر سازمان در قالب مدلهاي PAEI و CAPI بحث مي­شود و تصميم­گيري­هاي راهبردی در هر مرحله مطرح مي­گردد.

واژه­های کليدی

چرخه عمر، سامانه مديريت HSE، مدل PAEI، مدل CAPI، برنامه­ريزي راهبردی

 

 

مديريت مهندسي و ظرفيت سازي در عرصه ملي / ص 17

علي ترکي

(سال سوم – شماره سوم – شهریورماه 1388)

امروزه توسعه صنعتي کشورها در گرو ميزان توانمندي آنها در ظرفيت­سازي مهندسي است. به گونه‎اي که بسياري از کشورهاي در حال توسعه در تلاشند تا با پياده­سازي برنامه جامع ظرفيت­سازي مهندسي، به شناسايي مزيتهاي رقابتي در حوزه مهندسي پرداخته، با رويکردي همه جانبه گرايانه و متناسب با اهداف طرح­ريزي شده، ميزان قابليت مهندسي ملي خود را ارتقا دهند. در کشور ما از آنجا که عليرغم وجود کارشناسان متخصص و حرفه‎اي متعدد و نيز تعداد قابل توجه شرکتهاي فني مهندسی با تجربه، همچنان ظرفيت مهندسي ملي براي انجام پروژه‎هاي کليدي و اندازه بزرگ، از سطح قابل قبولي برخوردار نيست. پراکندگي و عدم هم­افزايي پتانسيلهاي مهندسي، کم توجهي به توسعه توانمندي­هاي انجام مهندسي مفهومي و پايه و مديريت مهندسي مؤثر و کارآمد پروژه‎ها، از جمله عواملي است که موجب شده تا واگذاري پروژه‎هايي از اين دست به شرکتهاي خارجي از اوليتهاي بالاتري نزد کارفرمايان داخلي برخوردار باشد. لذا در اين مقاله سعي گرديده تا ضمن تبيين ضرورت تدوين يک برنامه جامع براي ظرفيت­سازي مهندسي در سطح شرکتها و سطح ملي، الزامات کلان در راستاي دستيابي به توسعه و سرآمدي مهندسي شرکتها و سازمانهاي کشور و به تناسب آن ارتقاي ظرفيت مهندسي ملي ارائه گردد.

واژه­هاي كليدي

ظرفيت­سازي، مديريت مهندسي، سرآمدي، منافع ملي، هم­افزايي

 

 

زمينه­هاي نوين تحقيق و توسعه در صنعت پتروشيمي و لزوم مديريت جامع و هدفمند / 6

محمودرضا رحيمي، هجير كريمي

(سال سوم – شماره چهارم – آبان ماه 1388)

تحقيق و توسعه از ارکان يک صنعت پوياست. فرايندهاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ و به‌ ويژه‌ ماهيت‌ فرايند نوآوري­هاي‌ فناورانه‌ از صنعتي‌ به‌ صنعت‌ ديگر به شدت‌ متفاوت‌ است.  تعريف‌ ماهيت‌ تحقيق‌ و توسعه‌ منوط‌ به‌ شناسايي‌ كاركردهاي‌ آن‌ است. ديدگاه نگاه به آينده با تکيه بر تجربيات گذشته و تشخيص نيازمندي­هاي فعلي و ايجاد و سوق دادن وضعيت موجود به سمت وضعيت مطلوب، بخشي از اهداف تحقيق و توسعه است. در اين مقاله زمينه­هاي مختلف تحقيق و توسعه در صنايع پتروشيمي که مي­توانند به عنوان زمينه­هاي نوين (پيشتاز) قلمداد شوند بررسي گرديده­اند. سعي شده است که زمينه­هاي مختلفي که هم اکنون براي رشد و توسعه صنعت پتروشيمي کشور و بالا يردن توان رقابت در سطح بين­المللي داراي اهميتند بررسي شوند. از جمله مي­توان به مباحث مديريت تحقيق و توسعه تلفيقي، دسترسي به دانش فني، روشهاي بهبود تحقيق و توسعه، ايجاد فناوري به منظور دستيابي به ارزش افزوده بيشتر و همچنين روشهاي پيشرفته بازاريابي اشاره كرد و در انتها لزوم مديريت جامع و هدفمند تحقيق و توسعه بررسي شده نشان داده شده است كه براي تحقيق و توسعه بايد راهبردی جامع و هدفمند تعيين كرد و با يك مديريت مناسب از پراكنده‌كاري جلوگيري نمود. با توجه به متفاوت‌ بودن ماهيت تحقيق‌ و توسعه، بايد رويكرد مديريتي‌ اين دو متفاوت‌ باشد.

واژه­هاي كليدي

تحقيق و توسعه، صنايع پتروشيمی، مديريت پژوهش